من: دیروز به مصطفی قول دادم کانکت نشم ولی شب کانکت شدم دارم از عذاب وجدان می میرم.
امتحان: امروز امتحان ریشه های انقلاب داشتیم. انصافا استاد بدی نیست و حتی با وجود بقیه استادای دروس عمومی دانشگاه میشه گفت عالی هم هست. ۲۰ سوال تستی داده بود و ۵ تا سوال تشریحی. برخلاف بقیه اساتید دروس عمومی که سوالاشون رو بر پایه حفظیات میذارن این فقط ۴ تا از سوالای تستیش برپایه حفظیات بود و بقیه اش تحلیلی بود. سر جلسه بهش گفتم. گفتم اگه هدفتون بالا بردن سطح تحلیل دانشجو هاست چرا این ۴ تا سوال حفظی رو آوردید. خیلی حالش گرفته شد و گفت یه ذره انصاف داشته باش ۵/۴ش که تحلیلیه. راست میگفت می تونستم بهتر انتقاد کنم.
انرژی اتمی: (این کامنتی یه که برای وبلاگ محمد مهدی میخواستم بذارم):این موضوع که انرژی اتمی باعث افزایش قدرت چانه زنی ایران می شود مورد شک هیچ کس نیست. اما چانه زنی برای چه؟ به نظر من : منافع ملی
اما ارتباط منافع ملی با انرژی اتمی چیه؟
دید ایدولوژیک نسبت به انرژی اتمی میگه انرژی اتمی نه به خاطر اینکه منافع ما رو تامین میکنه مطلوبه. بلکه به دلیل اینکه به ذات چیز مطلوبیه خواستنیه. این دید باعث میشه که ما ناامن شدن فضای سرمایه گذاری کشور، تعویق روند توسعه ی کشور، تحریم شورای امنیت علیه ایران و حتی جنگ رو در برابر بدست آوردن انرژی اتمی قابل قبول بدونیم.
اما دید دیگه اینه که ما فقط دنبال منافعمون هستیم و انرژی اتمی هم چون می تونه بخشی از منافع ما رو تامین کنه خواستنیه. و اصل رو به منافع ملی میده.
هر دو دید دنبال یک هدف هستند: بدست آوردن انرژی اتمی اما با دو روش. یکی این که همه چیز فدای انرژی اتمی دومی این که همه چیز فدای منافعمون
خاتمی که دید دوم را داشت وقتی کشور را در معرض انزوا و تحریم دید در توافق پاریس بدون اینکه بار حقوقی خاصی به ایران تحمیل بشه فعالیت های هسته ای ایران رو به تعلیق درآورد و شروع به مذاکره با غرب کرد. نمونه کشور هایی مثل آفریقای جنوبی و برزیل میتونه مثال خوبی باشه برای اینکه ما با تحمل و بردباری خودمون به انرژی اتمی برسونیم. برداشتن تعلیق آن هم در زمانی که هنوز ما نیروگاه اتمی نداریم چه فایده ای بجز سوزاندن کارتهای ایران داشت؟ (فراموش نکنیم که اقدامات ماه آخر دولت آقای خاتمی رو نمیشه به حساب سیاست های اون گذاشت چون مردم به احمدی نژاد رای داده بودن و نظام از آقای خاتمی اجرای سیاست های آقای احمدی نژاد رو میخواست و احتمالا آقای خاتمی سعی کرد با برداشتن بخشی از تعلیق در دوره خودش هزینه اقداماتی که از آقای احمدی نژاد قابل پیش بینی بود رو کم کنه.) مسیر فعلی ایران مسیر درستی نیست و به ترکستان میره مخصوصا بعد از شروع مذاکره با مسکو. ما هر وقت که می خواستیم می تونستیم با روسیه مذاکره کنیم. اما روسیه نمیتونه امتیازات زیادی به ما بده (چون اصلا طرف دعوای ما اروپا و امریکاست نه روسیه) و امتیازاتی هم که میده قابل اعتماد نیست (قضیه تاخیر 15 ساله نیروگاه بوشهر و گاز اکراین رو فراموش نکردیم) و امتیازاتی که میگره ممکنه خیلی بزرگ باشه. مثلا غنی سازی در روسیه.
امیدوارم مسولان دیپلماتیک کشور تعقل رو اصل اساسی حرکتشون قرار بدن.
واژگان سیاسی: امروز دیگه خیلی بحث تئوریکش زیاد میشه قسمت دوم دولت مدرن باشه باسه پست بعد