من: شاید بعد از اومدنم به مشهد امروز بدترین روزم بود، نه بخاطر اینکه تو مشهد بودم، تو هر جای دیگهای تو دنیا ممکن بود این اتفاق بیوفته، مسئلهی ارتباط آدمها موضوع پیچیدهایه که شاید هیچوقت هم نشه براش یه فرمول مشخص نوشت. دوستی، عشق و صمیمیت مسائلی هستن که ما هر روز باهاش درگیریم. اشتباهات کوچیک ما میتونه آدمایی رو که از صمیم قلب دوست داریم آزار بده و به مرور ازمون دور کنه. حتی اگه این اشتباهاهای کوچیک از خطاهای سهوی ما باشه. نظر پردازی برای این موضوع به قول عبدی شاید بیشتر ورزش ذهنی باشه، چون تغییر رفتارهایی که در طی دوران زندگی به اون عادت کردیم شاید حتی غیر ممکن باشه.
جامعه مدنی: سفرهای استانی آقای احمدینژاد نمونهی خوبی برای درک بهترجامعه مدنی، شعار اصلی خاتمی بود هست. امشب تلوزیون سفر استانی ریاست جمهوری به هرزمگان رو نشون میداد، – فارغ از این که آیا رسانهی ملی که با پول ملت ایران کار میکنه، اجازه داره غیر مستقل عمل کنه و فقط یک طرز فکر رو منتقل کنه و اجازهی مطرح شدن دیدگاههای مخالف رو نده یا نه (هر چند به خاطر همین غیر خصوصی بودنش هیچ امیدی نمیشه بهش بست) – فیلم تبلیغاتی سفر ایشون نکتهای رو مشخص میکرد: تودهی مردم درک درستی از شرایط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی جامعه ندارند. مردم همش از ایشون کار و خانه و ... چیزهای دیگه میخواستن و از صمیم قلب معتقد بودن که رئیس جمهور میتونه این خواستهها رو اگه بخواد بدون الزام به شرایط مادی برآورده کنه. نهادهای مدنی مثل ان جی او ها، سندیکاهای مستقل و احزاب میتونن این خواست رو سازماندهی کنن. مثلا این درک رو برای مردم ایجاد کنند که اگه مثلا کار نیست، برای این نیست که رفسنجانی داره پول نفت رو میخوره، برای اینه که امنیت سرمایه گذاری در کشور فراهم نیست و منابع خوب مدیریت نمیشه، که اگه امنیت سرمایه گذاری باشه و با دنیا سر جنگ نداشته باشیم میشه تو 6 سال یه صحرا رو با سرمایهی انگلیسی و فرانسوی و... تبدیل به جایی بکنیم که هزاران نفر بتونن تو اون کار کنن، همون طور که در زمان خاتمی تو عسلویه اتفاق افتاد. فقط نهادهای مدنی هستن که میتونن به مردم عادی بگن که دنیا از زنجیرههای بهم پیوسته تشکیل شده و نمیشه به اروپاییا گفت نمیخوایم قیافشون رو ببینیم و اون وقت توقع داشته باشیم تو کشورمون سرمایه گذاری کنن تا بتونیم به پیشرفت و اشتغال و رفاه و ... برسیم. یا مثالهای اقتصادی دیگه مثل قیمت بنزین، استفادهی دولت از پول نفت در بودجه و هزاران موردی که فقط یک جامعهی مدنی میتونه اون رو برای شهروندانش توجیه کنه.
