تبليغاتX
من نامه

من نامه

(دفترچه شخصی من)

امروز رفته بودم بانک تا رمز عابر بانکم رو که فراموش کرده بودم درخواست بدم که دوباره بهم بدن، میز رئیس شعبه کنار میز مسئول عابر بانک بود؛ صحنه‌ای دیدم که فکر نمی‌کنم تو هیچ جای دنیا اتفاق بیافته: یه زن با شوهرش اومده بود و درخواست وام داشت، یه مغازه لباس زیر زنونه و لوازم آرایشی اجاره کرده بود و می‌خواست از بانک وام بگیره، رئیس شعبه گفت به خانم‌ها وام نمی‌دیم!!! شوهر زن گفت: مگه خانم‌ها آدم نیستن، رئیس بانک گفت از بالا به ما سخت می‌گیرن رو خانم‌ها!!! مرده گفت مگه چه فرقی می‌کنه رئیس بانک گفت: استدلالشون اینه که خانم‌ها احتمالا شوهرشون چک برگشتی داره (تو سیستم بانکی کسی که محکومیت مالی داشته باشه تا یه مدت از خدمات بانکی محروم می‌شه) برا همین خانمش رو برای وام فرستاده، مرده گفت آخه همه مدارک حاضره مغازه‌ رو هم خانومم اجاره کرده، من که نمی‌تونم مغازه لباس زیر رو بگردونم. ولی رئیس بانک حاضر نشد وام بده.

این صحنه تو هیچ جای دنیا اتفاق نمی‌افته! وام دادن بانک مثل فروختن جنس تو یه مغازه می‌مونه. همونطور که یه مغازه دار از خداشه که جنس‌هاش رو بفروشه بانک هم باید از خداش باشه که وام‌هاش رو بفروشه و به جاش سپرده بخره. اما با توجه به این دستور اخیر رئیس جمهور محترم مبنی بر کاهش نرخ سود بانکی مثل این می‌مونه که دولت دستور بده یه سری مغازه دارا اجبارا جنسشون رو ارزون بفروشن. اونها هم که مجبورن جنسشون رو ارزون بفروشن دیگه براشون مهم نیست که حق همیشه با مشتریه

از جنبه دیگه قضیه هم می‌شه به این موضوع اینجوری نگاه کرد که حقوق زنها تو موارد زیادی رعایت نمی‌شه اتفاقی که تو میدون هفت تیر تهران افتاد به نظر من بیش از این که یه راه کار باشه یا یه روش برای حل مشکل یا هر چیز دیگه‌ای‌، یه معلول بود، معلولی که علتش برخورد امروز رئیس شعبه بانک با اون زن بود، وقتی که شوهر ببینه تو جامعه زن‌ها رو موجوداتی درجه دو تصور می‌کنن برخورد انسانی داشتن با اون براش سخت می‌شه.

نمی‌دونم این رو چه جوری میشه به اون زوج فهموند که برخورد تحقیر آمیزی که امروز باهاشون شد، معلول نبود "لیبرالیسم" (در جنبه اقتصادیش) "آزادی بیان و تجمع" (تو جنبه حقوق زن) نبود تحزب و توسعه سیاسی ( تو جنبه این که رئیس جمهور می‌تونه سود بانکی رو کم کنه و مردم فکر کنن کار خوبی کرده) و هزاران اسم قلمبه سلنبه‌ی دیگه که وقتی می‌شنویمشون اصلا احساس نمی‌کنیم که مشکلات جاری مملکت رو می‌تونن حل کنن.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 11:55  توسط مهدی گیلانی  | 

دانشگاه: امروز تو دانشگاه انجمن مسابقه ایران – مکزیک رو پخش مستقیم گذاشته بودن. ویدئو پرژکتور تو حیاط دانشگاه بود و تمام صندلی‌های سلف رو گذاشته بودن تو حیاط خیلی لذت بخش بود مثل سال قبل، فقط اگه ایران می‌برد که خیلی هم بهتر بود. اما چند تا نکته رو بد نبود دوستان انجمنی بهش فکر می‌کردن. اول اینکه هیچ تبلیغی مبنی بر این که این مسابقه رو انجمن داره نمایش می‌ده نشده بود. خیلی خوبه که هم‌کلاسی‌هامون رو تو دانشگاه شاد کنیم، اما وقتی می‌شه یه استفاده دیگه هم از یه فعالیت برد چرا از اون چشم پوشی کنیم؟

دومین نکته این بود که انتظامات مراسم به هیچ وجه خوب عمل نکرد. ابتدای بازی دخترها سمت چپ بودن و پسرها سمت راست اما اولین گروهی که جرات کرد نظم برنامه‌ رو بهم بزنه خود بچه‌های انجمنی بودن و تعدادی از پسرها رفته بودن منتها الیه سمت چپ طرف دخترها، خدا رو شکر اختلاط بیشتر نشد و موضوع خاصی هم پیش نیومد اما این نکته که خود انجمنی‌ها این جور نکات رو رعایت نمی‌کنن ناراحت کننده است. شاید به نظر خیلی‌ها این جور اختلاط‌ها کم اهمیت بدونن ولی واقعیت اینه که وقتی امری مذموم تلقی می‌شه و زمانی که همه می‌خوان اینجوری نشون بدن که دانشجویان انجمنی از لحاظ اخلاقی افراد سالمی نیستن این جور اعمال ضد تبلیغ قوی‌ای علیه بچه‌های انجمنه.

نکته سوم اینه که دکتر مافی‌نژاد رئیس دانشگاه هم بین بچه‌ها اومده بود و بازی رو از نزدیک نگاه می‌کرد این موضوع برای من که خیلی جالب بود. کاش انجمن قدردان ایشون باشه. هم به خاطر مجوز این جور مراسمات و هم به دلیل این همراهیشون.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت 3:25  توسط مهدی گیلانی  | 

امروز تو دانشگاه امضا برای تشکیل جامعه اسلامی دانشجویان جمع آوری شد و مثل همیشه دانشجویان همیشه در صحنه دانشگاه زیر یک برگه‌ی سفید دیگه رو هم امضا کردن، به قول دوستی تو این دانشگاه می‌شه نامه درخواست اعدام خود افراد رو نوشت و 2000 تا امضا گرفت. آقایان مهدی رستگار، سید حسین حسینی و آرمان عمرانی مسئول جمع آوری امضا بودن و احتمالا هیئت موسس این تشکل جدید رو هم به عهده بگیرن. هر سه این افراد سابقه فعالیت به عنوان عضو فعال رو در بسیج دانشجویی داشتن ولی آقای رستگار به یمن رای دانشجویان سال قبل عضو موثر شورای مرکزی انجمن اسلامی بودن و به قول خودشون ریس انجمن کلمه‌ای که دوستان انجمنی که عادت دارن که همه چیز رو با دموکراسی و کار شورایی انجام بدن شنیدنش خوشحالشون نمی‌کرد. فکر این که انجمنی که براساس اسمش برای دور هم جمع شدن دانشجویان شکل گرفته و قراره کار دانشجویی انجام بده و تمرینی باشه برای دموکراسی و توسعه سیاسی، به جای دبیر، رئیس داشته باشه مو رو به تن هر انجمنی‌ای سیخ می‌کنه. اما دوره آقای رستگار تو دفتر تموم شد و با وجود این که سه نفر از افرادی که ایشون رسما حمایت می‌کردن، توانجمن رای آورد ولی گویا تاسیس یک نهاد جدید مشغله بعدی ایشون رو تشکیل می‌ده. اما سوالی که واقعا باید از دوستانی که زیر اون برگه کاغذ سفیدی رو که قراره بعداً نامه‌ای که دوستان هیئت موسس می‌نویسن بهش پیوست بشه امضا کردن، پرسید اینه که: واقعا می‌دونن جامعه اسلامی چیه؟ جامعه اسلامی تشکل موازی‌ای انجمن اسلامیه که اصول‌گراها (می‌تونید بخونید راست‌ها) برای مقابله با انجمن اسلامی تاسیس کردن و برخلاف انجمن اسلامی ساختار انتخابی نداره و به نوعی انتصابیه. اعضای جامعه دانشگاه مجمعی رو تشکیل می‌دن و توش دبیر رو انتخاب می‌کنن ولی اون نهادی که باید این افراد رو تاید کنه تشکلیه که تو تهرانه و زمان انتخابات جزو حامیان دکتر احمدی‌نژاد بود و قطعا یک نوع خاص از افراد رو تایید خواهد کرد.

من سوال‌های زیر رو از آقای رستگار و سایر موسسین (امضا کننده‌های اون نامه) که عضو انجمن هستن می‌پرسم اگه تو قسمت نظرات پاسخ بدن خوشحال می‌شم:

1- چه کسی پاسخ خارج شدن فضای سیاسی دانشگاه از فضای منطقی فعلی و تبدیلش به یک فضای جنجالی پر زد و خورد که قطعا به ضرر انجمن اسلامی تمام خواهد شد (به دلیل نداشتن حمایت از طریق حکومت و داشتن حمایت رقیبش) می‌دهد.

2- چرا دانشجویان عضو انجمن عملا با کم کردن بودجه انجمن اسلامی موافقت کردن؟ (با در نظر گرفتن این که بودجه تشکل‌های دانشگاه محدوده و تشکیل یک تشکل دیگه بودجه رو بین تشکل‌ها سرشکن می‌کنه)

3- چرا دانشجویان اختیار فضای سیاسی – اجتماعی – فرهنگی دانشگاه رو از خودشون سلب کردن و به دست نماینده‌هایی دادن که بدون تایید اصول‌گرایان تهران رسمیت پیدا نمی‌کنن و به تبع بدون اجازه اونها و بدون در نظر گرفتن خواسته‌هاشون عملی رو انجام نمی‌دن، دادن؟

البته قطعا رقابت همیشه چیز خوبی بوده به شرطی که عادلانه باشه، مثلا موقع امضا گرفتن همه چیز رو به امضا کننده‌ها بگیم یا وقتی مسئله سیاسی پیش اومد بعضیا برابرتر نباشن.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1385ساعت 0:49  توسط مهدی گیلانی  |