من: جاتون خالی امروز با بچههای حزب رفتیم اخلمد اردو، خیلی وقت بود که اردو نرفته بودم و بشدت اردوی خونم پایین اومده بود
. آخرین باری هم که اردو رفتم زیاد خوش نگذشته بود ولی امروز به جز یه قسمت که یکی از دوستام از دست یکی دیگه از دوستام ناراحت شد و منم ناراحت شدم بقیهاش خوب بود.
درس: از فردا مدرسهها باز میشه و باید بریم مدرسه منم ساعت 14 کلاس دارم. ولی الان که فکر میکنم خیلی خیلی خوشحالم که میخوام برم. سر کلاس (البته اگه برای فرجهام مشکلی پیش نیاد و بهم بدن)![]()
سروش: فکر کنم حالا دیگه همه جا خبر سفر دکتر سروش پخش شده باشه. دکتر روز چهارشنبه رسیدن مشهد و همون روز دوتا دیدار نیمه خصوصی و دیروز پنجشنبه هم یه دیدار و سخنرانی عمومیتر هم داشتن. نکته جالب اینجاست که دکتر دقیقا تو قطاری که من بودم بود. وقتی رسیدیم مشهد کلیا اومده بودن استقبالمون (منظورم استقبال دکتره
) بعد با دکتر رفتیم منزل یکی از بستگان آقای آملی که محل استقرار دکتر بود. بعد از اینکه نیم ساعت استراحت کرد به آپارتمان بالایی که محل ملاقاتهای دکتر بود اومد و کلی ازش سوال جواب کردیم. تغریبا سه ساعت. بیشتر سوالها راجع به تئوریهاش بود. البته راجع به سخنرانی پاپ هم بود. بعد از ظهر همون روز یه جلسه راجع به عدالت و رابطهاش با آزادی داشتن که مباحث جالبی مطرح شد. دیروز هم یه جلسه عمومیتر که تغریبا 50 – 60 نفر شرکت کرده بودن خونه آقای آملی برگزار شد سخنرانی دکتر راجع به سخنرانی اخیر پاپ بود. احتمالا بچهها سی دی سخنرانی دکتر رو آماده کنن. البته فیلمبرداری هم از سخنرانیهای دکتر و حتی دیدارهای خصوصی ایشون انجام میشد که بچهها قول یه مستند از سفر ایشون رو میدادن. ما که منتظریم. دکتر فردا هم بر میگرده تهران، کاش دکتر سروش انقدر تحت فشار نبود و میتونست یه سخنرانی تو یه سالن مثلا رازی برگزار کنه با یه اطلاع رسانی عمومی (ما فقط به آشناها خبر دادیم بیایم آخه سالهای قبل براش مشکل پیش میآوردن) اونوقت همه میتونستن حرفاش رو بشنون و راجع بهش داوری (حالا خوب یا بد) بکنن.