تبليغاتX
من نامه

من نامه

(دفترچه شخصی من)

چند شب پیش فیلم داگ ویل (dogwill) ساخته لارس فون تریه (۲۰۰۳) رو دیدم فیلم واقعا محشریه. داستان به صورت یه تله تئاتر نشون داده می‌شه، بازیگر نقش اولش نیکول کیدمنه. داستان راجع به یه دختره که به یه شهر کوچیک می‌ره اهالی شهر کوچیک که کلا 6 – 7 خانوار بیشتر نمی‌شن یه فیلسوف – کیشیش دارن که همیشه براشون جلسه می‌ذاره و به راه راست انذارشون می‌ده اما همه با خودشون می‌گن که ما آدمای خوبی هستیم و اصلا به انذار نیازی نداریم. بعد از وارد شدن این دختر که داره از یه سری آدما فرار می‌کنه اهالی تصمیم می‌گرن بهش جا بدن به شرطی که به همه‌ی اهالی کمک کنه به مرور اهالی با دختره بدی می‌کنن و بهش ظلم می‌کنن. از شکنجه و زنجیر کردن تا شکنجه‌های روحی و جسمی فقط فیلسوف – کیشیش با دختره خوبه اما در نهایت اون هم بهش خیانت می‌کنه و به اون آدمایی که دنبال دختره بودن معرفیش می‌کنه. فیلم به نظر من برداشت آزادی بود از داستان زندگی مسیح این که ما با مسیح (که حتی می‌تونه مسیح درونی خود ما باشه) چه طور برخورد می‌کنیم و چه جوری آدمای سخت دلی می‌شیم درحالی که تصور می‌کنیم کارمون درسته و این دیگران هستن که گناه می‌کنن. اما در حقیقت تک تک ما در حال شکنجه کردن مسیح (یا شاید تو فرهنگ ما حسین) هستیم. خوبی درونمون رو با گناهایی که انجام می‌دیدم از بین می‌بریم و پاش بیوفته حتی حاظریم همنوعانمون رو شکنجه کنیم و بدترین اعمالی که ممکنه انجام داد رو انجام بدیم. بعد از دیدن این فیلم خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم. یاد دوران دبستان افتادم وقتی اول بودم یه پسری بود که خیلی نحیف بود و همه اذیتش می‌کردن معلما هم ازش دل خوشی نداره یه صحنه یادمه که منم با یکی از دوستام اذیتش می‌کردیم و مسخرش می‌کردیم. از اون به بعد دیگه هیچ وقت این کار رو نکردم ولی هر وقت یه موضوع اینجوری پیش می‌یاد یاد اون قضیه می‌افتم و از خودم بدم میاد. شاید اگه منم جای فیلسوف – کیشیش داگ ویل یا اهالی داگ ویل بودم در شکنجه دادن دختره کوتاهی نمی‌کردم.

می تونید سایت اختصاصی این فیلم رو اینجا بخونید چند تا نقد راجع به فیلم نوشته شده.

نقد راجر رابرت رو اصلا نپسندیدم و به نظرم جفنگ گفته این آمریکاییا چرا واقعا اینجورین؟

نقد همشهری هم خیلی جالب بود. نکته جالب ترش توجه اون به استعاره مسیح بود البته برداشت اون به نظر کامل تر می یاد.

راستی هرکی ترجمه مصاحبه رامین جهانبگلو با کارگردان فیلم رو بتونه پیدا کنه و برام بفرسته واقعا ازش ممنون می شم.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 0:56  توسط مهدی گیلانی  | 

مطلب قبلی من به نظر مدیر مسئول (به دلیل ایجاد مشکل برای روزنامه) غیر قابل چاپ تشخیص داده شد و به چاپ نرسید!
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مهر 1385ساعت 14:14  توسط مهدی گیلانی  | 

چند وقتیه حوصله نوشتن برای وبلاگ رو ندارم. متن زیر رو هم برای روزنامه دانشگاه نوشتم که با توجه به اینکه وردم خرابه با بلاگفا نوشتم و گذاشتمش اینجا که سردبیر ورداره. البته می خواستم یه مقدار تند تر بنویسم مثلا از این موضوع که وقتی به رسانه اهمیت داده نمی شه شرایطی پیش میاد که مثلا دبیر سازمان دانش آموختگان ایران ۲ ماهه که تو حبسه یا مثلا مسئولین امور دانشجویی موسسه هر جور دلشون می خواد با بچه ها برخورد می کنن اما روزنامه دانشگاه ست و محدودیتهای خودش رو داره. اللحساب می تونید همین رو بخونید و من رو به خاطر کوتاهیم تو نوشتن ببخشید.

مهدی گیلانی مخابرات ۸۳
یکی از سنت های موسسه سجاد دادن افطاری به ورودی های جدید و برگزاری جلسه معارفه است، امسال (با توجه به جلو آمدن ماه مبارک) هر دو در یک روز (دیروز جمعه) برگزار شد. یکی از قسمتهای جلسه معارفه سخنرانی نمایندگان تشکل هاست. روزازنو هر سال از این فرصت محروم بوده است و با توجه به این امر که روزازنو یک رسانه است و توان اظهار سخنان خود را دارد و برخلاف تشکل های دیگر نیاز کمتری به این سخنرانی دارد این محرومیت کمتر مایه ناراحتی ما می شد. اما امسال مسئولین امور دانشجویی موسسه، اطلاع دادند که مدت ۵ دقیقه به روزازنو اختصاص یافته است و ۶ نفر از اعضای روزنامه به افطار دعوت شده اند. هر چند جناب توانا مدیر مسئول روزنامه، بومی مشهد است و قطعا غذای مادر را به دست پخت دانشگاه ترجیح می دهد اما فرصت حضور در جمع ورودی های جدید و نشانه رابطه مثبت میان مسئولین موسسه و نشریه ی آن - که از این افطار و سخنرانی درک می شد - ما را به تصمیم شرکت در این مراسم وا داشت. اما مشکل زمانی ایجاد شد که مدیر مسئول برای هماهنگی با معاونت دانشجویی ملاقات کرد "به علت وجود ۹ سخنرانی دیگر و طولانی شدن مراسم، از دادن وقت به روزازنو معذوریم" با وجود این که ۱۰، عدد رندتری نسبت به ۹ است و تبدیل ۹ به ۱۰ امر خطیری نمی باشد با همان استدلال که ما رسانه هستیم، اصرار زیادی به تغییر رای استاد صورت نگرفت - که سه سال گذشته به همین منوال گذشته بود و بگذار امسال نیز به همین منوال بگذرد - اما اتفاق کمیک ماجرا زمانی بود که اسامی اعضای شورای سیاستگزاری روزازنو را برای شرکت در افطاری به امور دانشجویی معرفی کردیم و با پاسخ بسیار شگفت انگیزی روبرو شدیم "با توجه به این امر که در صورت دعوت از روزازنو باید نشریات دیگر را نیز دعوت کرد از پذیرایی از شما معذوریم" نگارنده با وجود آنکه در سال سوم تحصیل خود در موسسه به سر می برد نشریه ی مستقل دیگری را به خاطر نمی آورد ( توجه شود که نگاه ارگان انجمن علمی است و تا آسمان ارگان بسیح و قطعا دعوت نامه جداگانه ای نیاز ندارند) اینگونه نادیده گرفته شدن روزازنو بیش از آنکه معلول ضعف و عدم اهمیت آن باشد. معلول شرایط محیطی جامعه ای است که در آن قرار داریم. در جامعه ای که حقوق و شخصیت مستقل شهروندان آن از سوی خود شهروندان و مسئولین آنها به هیچ گرفته می شود قطعا حقوق و شخصیت رسانه های آنها - که شاید بتوان گفت چشم و گوش و زبان اجتماعی شهروندان هستند- نیز به هیچ گرفته می شود. راه اصلاح این وضعیت بیش از هر چیز صبر و مدارای همراه با "خواست" و تلاش برای اصلاح وضع موجود است. شاید زمانی که روزازنو اولین نشریه صد ساله دانشجویی کشور شد. مسئولین امور دانشجویی ۹۷ سال بعد نتوانند آنها را نادیده بگیرند و به افطار دعوت کنند. به امید آن روز

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 13:39  توسط مهدی گیلانی  |