تبليغاتX
من نامه

من نامه

(دفترچه شخصی من)

دیروز بعد از چند وقت از صبح تا شب تلویزیون رو نگاه کردم. تمام ساعات روز اکثر شبکه‌ها داشتن از خلق حماسه و شکوه و عضمت و کار بزرگی که ملت دارن انجام می‌دن (رای دادن) تبلیغ می‌شد. تازه فهمیدم چرا ایده تحریم انتخابات یکی از ایده‌های رایج بین افراد ناراضی از وضع موجود شده حتی افرادی که از خیلی از کارای رئیس جمهور ناراحت بودن، تو انتخابات شرکت نکردن. در حالی که ایده‌ی تحریم انتخابات نه تا حالا نتیجه‌ای داده، نه امیدی به نتیجه دادنش وجود داره. دلیل بروز و گسترش این ایده یک چیز بیشتر نیست: صداوسیما! جنگ روانی‌ای که صدا و سیما برای مهم جلوه دادن رای دادن مردم انجام می‌ده دو تا تاثیر عمده داره. یکی اینکه یک سری از افراد سنتی و طرفدار اقتدارگراها می‌رن رای می‌دن و دیگه اینکه، یه عده هم تحت تاثیر این تبلیغات باورشون می‌شه که رای دادن کار شاقیه (نمی‌دون شاق رو درست نوشتم یانه!) و یه چیزیه تو مایه‌های مشت محکم زدن به دهن استکبار جهانی و از اونجایی که اون عده‌ی دوم استکبار جهانی به سرکردگی امریکای جهانخوار، رو دوست دارن (یا حداقل نمی‌خوان بهش مشت بزنن) و از رژیم هم بدشون می‌یاد نمی‌رن رای بدن. واقعیت اینه که نفس رای دادن چیز خاصی نیست. صداوسیما یکجوری از رای دادن صحبت می‌کنه که انگار مردم کوه کندن. هر کسی که یک بار تو عمرش رای داده باشه می‌دونه که آسون‌ترین کار ممکن رای دادنه. رای دادن مردم یک جامعه به خودی خود نشون دهنده هیچ چیزی نیست؛ حتی مشارکت اجتماعی، مشارکت اجتماعی شاخصه‌هایی داره که رای دادن بی‌اهمیت‌ترینشونه (مثل میزان حضور مردم در احزاب، ان‌جی‌اوها و شاخصه‌های کمی و کیفی دیگه) واقعیت اینه که مردم ما برخلاف تبلیغات رسانه‌ای یکی از ناآگاه‌ترین مردم جهان هستند، چون نه تنها رسانه تصویریشون دست یه جناحه و به شدت قوی کار تبلیغاتی انجام می‌ده. بلکه رسانه‌های مکتوبشون هم یا دست همون جناحه یا توقیف می‌شن و نمی‌تونن گسترش پیدا کنن. به همه‌ی کسایی که با صدا و سیما لج کردن و نرفتن رای بدن تا مشت محکمی بزن به دهن افرادی که از دستشون ناراضین تسلیت می‌گم چون گول صدا و سیما رو خوردن. بهتره که یه کم کمتر تلویزیون نگاه کنن و بجاش یک مقدار فکر کنن – هرچند که باز هم برخلاف تبلیغات صدا و سیما آمار نشون می‌ده که فکر کردن هم تو جامعه ما کمتر اتفاق می‌افته (مطالعه کتاب، روزنامه و…)–  . اگه مشارکت تو انتخابات تا 30٪ هم می‌اومد پایین اتفاق مهمی‌ نیوفتاده بود. – کما اینکه تو انتخابات شورای شهر و خبرگان قبلی هم افتاد و آب از آب تکون نخورد- رای ندادن ما فقط باعث می‌شه که اقتدار گراها بیان بالا (همون طور بر اساس اخباری که تاحالا رسیده تو مشهد این اتفاق افتاد)

تحریمی های عزیز برای چهارمین بار گول خوردید. آدم عاقل دو بار تو یک چاله نمی‌افته ولی گویا ملت ما صد بار دیگه هم تو این چاله خواهد افتاد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 13:52  توسط مهدی گیلانی  | 

خاتمی: یه تعداد از جوانان عضو ستاد ائتلاف اصلاح طلب‌ها همراه آقای حاجی رفتن پیش آقای خاتمی و ازش خواستن تو کنگره‌ای که برای شوراها قراره برگزار کنن شرکت کنه. خاتمی‌ هم بعد از کلی صحبت راجع به این که نمی‌خواد دیگه به قدرت برگرده گفته تو کنگره‌اشون شرکت می‌کنه، آقای حاجی و دوستان به قولی سخنرانی رو کردن تو پاچه آقای خاتمی، کاش می‌شد به جای یه سخنرانی تو تهران آقای خاتمی به مشهد هم سفر می‌کرد و اینجا هم صحبت می‌کرد. (هرچند بعید می‌دونم می‌تونستیم سالن مناسبی بگیریم) سخنرانی خاتمی تو تهران هم غنیمته اگه تمام افرادی که میان تو سخنرانی تحریک بشن تا برای اصلاح طلب‌ها تبلیغ کنن و بتونن 100 رای جمع کنن اگه 1000 نفر هم شرکت کنن می‌شه 100000 رای، میانگین رای نماینده‌های فعلی شورای شهر یه چیزی تو همین مایه‌هاست، آخرین نفر با 80000 و اولین نفر با 180000 رای. (البته می‌دونم به همین راحتیا هم نیست و احتمالا این دوره با این عددا نمی‌شه وارد شورا شد. همینجوری یه بازی با اعدادی کردم خوش باشیم.)

کارفرهنگی: "برای حل این موضوع باید کار فرهنگی کرد." این جمله‌ایه که درباره راه حل اکثر مسائل از تلویزیون و دولتیون می‌شه شنید. البته پای صحبت مردم هم که بشینیم برای اینکه یه جمله حکیمانه گفته باشن این جمله رو تکرار می‌کنن. به نظر من شاید به کار بردن این جمله در مسائل فرهنگی درست باشه یعنی اینکه برخورد نظامی جواب نمی‌ده. اما تو حوزه اقتصاد و سیاست شاید آخرین کار نتیجه بخش، کار فرهنگی باشه. به عنوان مسائل، همه‌ی ما می‌دونیم مصرف سوخت تو کشور ما به شدت بالاتر از کشورهای توسعه یافته است. اما هزاران ساعت تبلیغات تلویزیونی هم نمی‌تونه تاثیر نتیجه بخشی داشته باشه، تا زمانی که قیمت واقعی سوخت از قیمت ارائه شده پایین‌تره هیچ کس به دنبال بهینه سازی نمی‌ره. مثلا تو کشور ما خیلی با صرفه‌تره که آدم از ماشین خراب یا فرسودش که بی‌جهت مصرف سوختش بالاست استفاده کنه، تا بره ماشین نو بخره یا ماشینش رو تعمیر کنه. مردم معمولا برای فرار از واقعیت می‌گین برای ترویج صرفه‌جویی باید کار فرهنگی کرد درصورتی که مشکل کار تو اقتصاده تو حوزه اقتصاد موضوعات زیادی می‌شه مثال زد؛ مثل کم بودن بهروری یا کیفیت کم کالاهای تولیدی یا هزاران معضل دیگه که روش حلش راه‌های اقتصادیه. تو سیاست هم وقتی صحبت این می‌شه که حاکمیت اصلاح‌طلب‌ها باید روی کار باشه تا مشکلات حل بشه. همون مردمی که عاشق اون جمله کذایی کار فرهنگی و ... هستن می‌گن نه باید مردم رو درست کرد. آخه به قول رفیقمون آرش از کدامین خزانه؟ وقتی نه می‌شه روزنامه‌ی مستقل داشت، نه می‌شه کتاب چاپ کرد (وضعیت دادن مجوز به کتاب‌های جدید و تجدید مجوز واقعا فاجعه‌اس دولت آبادی گفته نمی‌تونه کتاباش رو تجدید چاپ کنه، خیلی دیگه از نویسنده‌ها و مترجم‌ها هم بعد از دولت نهم کتاباشون با توقیف و سانسور مواجه شده از وزارت ارشادیه سردبیر کیهان بیشتر از این هم نمی‌شه انتظار داشت) وقتی دولت به جای به سمت توسعه بردن جامعه، جامعه رو به سمت روحیات انقلابی و فاشیستی می‌بره وقتی که ... چه طور می‌شه کار فرهنگی کرد؟ اونم تو جامعه‌ای که به خاطر وجود نفت همه چیز دست دولته. اگر قرار باشه کار فرهنگی‌ای هم انجام بشه وقتی می‌شه انجام داد که گلوگاه اداره کشور دست اصلاح طلب‌ها باشه، اون وقته که می‌شه به بالا رفتن تیراژ کتاب امیدوار بود یا با اصلاح وضعیت اقتصادی کشور به اصلاح فاکتورهای فرهنگی مربوط به اون امید داشت وگرنه با این وضعیت تا صد سال دیگه‌ هم باید موند به امید نتیجه دادن کار فرهنگی‌ای که عملا انجام نمی‌شه.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 22:16  توسط مهدی گیلانی  | 

من‌نامه: یه چند وقتیه اصلا حوصله آپ دیت کردن ندارم. به خاطر تاخیرهای گذشتم عذر می‌خوام و به خاطر تاخیرهای احتمالی آینده هم پیشاپیش عذر خواهیم رو اعلام می‌کنم.

فرهنگ و حجاب: فرمانده بسیج دانشگاهمون اینجا با ایسنا مصاحبه کرده، متنش جالبه بخونید. نکته جالبی که داره اینه که آقای محمودی مهمترین دغذغه فرهنگیشون رو حجاب مطرح کردن. حجاب یه فریضه دینی مثل نمازه. اگه قرار باشه کسی برای فرهنگ دینی جامعه نگران باشه باید نگران سست شدن اعتقادات جامعه باشه ترک حجاب یه نشونه است، خیلی کوتاه نظریه که با نشونه‌ی یه مشکل برخورد بشه. به جای علت به وجود اومدن اون مشکل. معضلی که شاید از ریشه‌های ایجاد اون بشه استفاده ابزاری و سیاسی از دین، گسترش دین خرافی، سطحی کردن دین (مثلا مداحی‌های شبیه کنسرت فقط برای جذب جوونا بدون اینکه هدف خاصی داشته باشه) و ... رو نام برد، که بسیج تو ایجادشون بی‌تقصیر نیست. خیلی جالبه که سست کنندگان اعتقادات جامعه و گسترش دهندگان ریا، سردمدار مبارزه با یکی از نشونه‌های کم اعتقاد شدن جامعه به اسم بد حجابی شدن. تف به این زمونه. در ضمن واقعا ناراحت کننده است که معضلات فرهنگی دیگه‌ای که داریم مثل کمبود مطالعه، کم سینما رفتن، کم تئاتر دیدن و یا مثلا همین گسترش دزدی تو دانشگاه (ویدئو پرژکتور، چندتا کاپشن - از جمله کاپشن خودم- و 50000 تومان کتاب نمایشگاه کتاب انجمن) و هزاران مشکل فرهنگی دیگه کلا از دید آقای محمودی خارج مونده.

راستی اسم دانشگاه ما سجاده نه امام سجاد. امام سجاد اسم پایگاه بسیجمونه.

شهر فردا: روزنامه شرق که توقیف شد واقعا دچار افسردگی شدم. پست‌هایی که تو وبلاگم گذاشتم این موضوع رو نشون می‌ده. روزنامه روزگار که چاپ شد یه مقدار امیدوار شدم هرچند نوستالوژی شرق با روزگار قابل تکرار نبود. ولی وقتی روزگار رو هم بعد از 5 شماره چاپ سری جدیدش بستن واقعا متوجه شدم که جای خالی مقاله‌ها و تحلیل‌های تیم شرق چقدر خالی. اما حالا یه سایت اینترنتی به اسم شهر فردا منتشر شده که ارگان رسمی ائتلاف اصلاح‌طلب‌هاست و سردبیرش هم قوچانی (سردبیر شرقه) به همه‌ی شرق دوستان تبریک می‌گم و دعوت می‌کنم این مقاله‌ی توفانی احمدی نژاد‌ها در انتخابات رو بخونید.

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت 10:13  توسط مهدی گیلانی  |