این مطلب رو برای هفته نامه اردیبهشت نوشتم اگر فرصت کردید خوندید خوشحال میشم نظرتون رو بدونم:
ادامه مطلب
(دفترچه شخصی من)
این مطلب رو برای هفته نامه اردیبهشت نوشتم اگر فرصت کردید خوندید خوشحال میشم نظرتون رو بدونم:
این مطلب رو برای هفته نامه اردیبهشت و ویژه نامه روزنامه دانشگاهمون نوشتم اگه خوندید خوشحال می شم نظرتون رو راجع بهش بدونم
ورود خاتمی به مشهد حواشی گستردهای داشت، اما یکی از نکات جالب شعاری بود که دانشجویان در سالن سخنرانی وی سر میدادند. درود بر سه مرد ایران زمین : مصدق، بازرگان، خاتمی[1]. قرار گرفتن خاتمی در کنار این دو بزرگ مرد تاریخ معاصر ایران از جنبههای مختلفی قابل بررسی است، بلاخص با یادآوری 16 آذر 83 که دانشجویان با انتقادهای فراوان خود، به استقبال آخرین سخنرانی دانشجویی خاتمی رفتند. اما جنبهای که نگارنده در این مقاله درصدد بررسی آن است، مقایسه پروژه این سه رئیس دولت ایران میباشد:
دیدار صمیمی با آقای خاتمی: امروز صبح یه تعدادی از اعضای شاخه جوانان حزب و دو سه نفر دیگه که از سرگروه های انتظامات مراسم سخنرانی آقای خاتمی بودن رفتیم دیدن آقای خاتمی بعد از صبحانه بود. بیچاره تازه از خواب بیدار شده بود و یه مقدار سر حال نبودن ولی با هممون رو بوسی کردن و در رابطه با امید به آینده جوانان و اینکه نبود آزادی های سالم و قانونی باعث بوجود آمدن یاس درجامعه می شه و این یکی از دلایل زیاد شدن تقاضای مواد مخدره صحبت کرد. بعدش هم علم الهدی امام جمعه مشهد اومدن دیدن آقای خاتمی و آقای خاتمی عذر خواهی کردن که برن که بچه ها گفتن دوست دارن عکس یادگاری بندازن، برا همین منتظر موندیم. بچه ها بیرون اتاق ملاقات های خصوصی جمع شده بودن و حالت عکس رو ایجاد کردن که آقای خاتمی که اومد زیاد معطل نشه یکی شوخی کرد گفت آقای علم الهدی که اومد رد شد هوش کنیم یکی دیگه گفت نه خیلی زشته بهتره که محترمانه مشتامون رو گره کنیم بگیم مرگ بر دیکتاتور
ولی در نهایت تصمیم گرفتیم به لبخند زدن به ایشون اکتفا کنیم.![]()
بچه های شاخه جوانان میخواستن برن مرکز آسایشگاه کودکان معلول فیاض بخش تا براشون جشن ولادت امام رضا برگزار کنن که من با مهارت کامل پیچوندمشون و تو باغ محل استقرار آقای خاتمی موندم
بعد از آقای علم الهدی ملاقات آقای خاتمی با مدیران استان و اعضای حزب اعتماد ملی بود. به نظرم آقای خاتمی جالب ترین حرفهای سفرشون رو اینجا گفت.
دیدار خاتمی با مدیران دوران اصلاحات استان: من بعد از صحبت های آقای جوادی حصار (رئیس منطقه خراسان حزب اعتماد ملی) اومدم تو به خاطر متوجه نشدم چی گفت که آقای خاتمی در شروع صحبتش آقای طبسی رو از نیروهای با سابقه و ریشه دار استان دونست و به اصلاح طلبهای استان توصیه کرد که ارتباطشون رو با آقای طبسی بیشتر کنن. (و یه جورهایی توصیه کرد که هوای طبسی رو داشته باشیم تا هوامون رو داشته باشه!) بعد هم در رابطه با این صحبت کرد که متاسفانه در کشور ما نقد به معنی نفی گرفته میشه و عده ای دارن همه ۲۸ سال گذشته و همه سرمایه های انسانی و اجتماعی ۲۸ سال گذشته رو نفی می کنن. خاتمی گفت البته نقد واقعا لازمه خود من هم که دوستان خیلی بهم لطف دارن میترسم که با این تعریف ها که تو بهترین هستی و ... امر برای خودم هم مشتبه بشه و تبدیل به یه آدم دیکتاتور بشم. همه ما انسانیم و ضعف داریم و نیاز به نقد. دولت هم به نقد نیاز داره البته اینکه ضعفهایی که وجود نداره رو به دولت اطلاق کنیم درست نیست و از انصاف هم به دوره اما حتی در اون شرایط هم نقد شونده فرصت پیدا میکنه که به عملکرد خودش بپردازه و این موارد که ضعفش نیست رو انعکاس بده. نقد عملکرد هشت سال دولت اصلاحات هم نیازه چه از طرف ما چه از طرف دیگران. بعد هم گفت البته درسته که حال، منفک از گذشته و آینده نیست و تصمیمات ما در حال، روی آینده تاثیر میذاره و هر حالی یک گذشته ای داره اما مهم اینه که ما در حال، زندگی می کنیم آیا الان وضع زندگی مردم خوب شده؟ آیا تورم کم شده؟ آیا اشتغال افزایش پیدا کرده؟ یه موقع هست که برای بخش خصوصی صندوق زخیره ارزی ایجاد میکنیم با اعتماد سازی با دنیا سودهای گزافی که خارجی ها میگیرن رو کم می کنیم با ارتباط با کشورهای خارجی برای بخش خصوصی راههای جذب سرمایه و فروش محصولات ایجاد می کنیم یه موقع هم هست (منظورش دولت الان بود) که نه تنها این کارها رو انجام نمی دیم که بی حرمتی هم به بخش خصوصی می کنیم و امنیت اقتصادی هم رو هم از بین می بریم و اگه یه نفر پولی هم داشته باشه معلوم نیست که اگه سرمایه گذاری کنه برگرده یا نه. بعد هم همه رو راجع به انتخابات توصیه کرد و گفت اگه گروهی میخواد با هویت مستقل فعالیت کنه (منظورش اعتمادملی بود) اشکالی نداره مهم اینه که همکاری صورت بگیره و اختلافات بی مورد وجود نداشته باشه به خاطر اینکه در بالا سران گروه ها با هم تفاهم دارن بعد هم گفت که اول اینکه دل هاتون رو بهم نزدیک کنین دوم اینکه سراغ انسان های مومن و کارآمد برین به پنجم که رسید اشتباها دوباره گفت چهارم بعد یکی گفت پنجمه حاج آقا بعد همه خندیدن. آقای خاتمی هم گفت میخواستم زیگزاگی برم. بعد هم بله پنجمیم ولی اصلا یادم رفت چی میخواستم بگم. بعد یه مقدار فکر کرد و بقیه اش رو گفت. بعد از اینکه صحبتهای آقای خاتمی تمام شد یکی از حاضرین که شاعر بود گفت چندتا دو بیتی مدحی دارم در وصف آقای خاتمی و یه شعر که شعر رو چون حاج آقا گفتن از مدح و اینها خوششون نمیاد نمیخونم بعد دو بیتیها که به لحجه مشهدی سروده شده بود رو خوند بعد هم گفت چون آقای خاتمی تو ورزشگاه بهشتی گفت که به رای مردم باید احترام بذاریم اگه حاضرین بگن بخونم حتی اگه آقای خاتمی هم مخالف باشن میخونم بعد همه گفتیم بخون! که خوند که واقعا هم خیلی مدحیه بود! توش گفته بود که تو میتونی معجزه کنی و اینا آقای خاتمی هم وقتی شعر طرف تموم شد گفت تو یه روستایی خشکسالی اومده بوده و وضع مردم خراب شده بوده یه بنده خدایی برای اینکه از این وضعیت در بیان یه مرقدی رو میسازه و میگه این امام زاده است و خودش هم میشه متولی. یه چند وقتی زوار میومدن و وضع روستا بهتر شده بوده یه روز این بنده خداهه میبینه کلی آدم از روستای بقل اومدن زیارت این امام زاده ساختگی و یه نفر که فلجه رو آوردن که شفا بگیره طرف میمونه چیکار کنه میگه این امامزاده قدرت شفاش محدوده و فقط شامل شفای زکام میشه
گفت معجزه منم محدوده فقط زکام رو میتونم شفا بدم که همه حضار خندیدن.![]()
روزنامه خراسان و جاهای خالی کف سالن: روزنامه خراسان مطلب دو صفحه دومش رو به گزارش سخنرانی آقای خاتمی اختصاص داده بود. تا حدودی میشه گفت بی طرفانه بود فقط اینکه در حاشیه ها گفته بود که در فضای کف سالن جاهای خالی دیده می شد. واقعیت اینه که مقابل در ورودی سالن انقدر ازدحام بود که مجبور شدیم در رو ببندیم من انتظامات سکوها بودم از رو سکو دیدم چند تا جای خالی گوشه سالن هست (شاید در حد ۱۰-۱۵ نفر) خودم رو رسوندم به در افرادی که ته سالن جمع شده بودن رو ازشون خواستم که برن تو جاهای خالی بشینن تا ازدحام مقابل در از بین بره ولی هیچ کدومشون حرفم رو گوش ندادن نگو همونایی بودن که پلاکارد احمدی نژاد دستشون بود. حالا اگه می خواید به واقعیت این شیطنت مطبوعاتی روزنامه خراسان پی ببرید میتونید عکسهای مراسم رو از اینجا ببنید.

بازتاب های اینترنتی سفر خاتمی به مشهد:
با آقای خاتمی در مشهد: محمد علی ابطحی (وب نوشته ها) آقای ابطحی که استاده هممونه تو وب نوشتن هم همراه آقای خاتمی بود و راجع به همین سفر نوشته
بدترين فساد، فريب مردم به نام مردم است مصطفی انتظاری (خروس قندی) آقای انتظاری سردبیر هفته نامه محلی نخست خیلی ژورنالیستی و با یه تیتر مطبوعاتی این سفر رو پوشش داده
مردی می سراید خورشید در گلویش: آرش آزادی (آرش هرکول) آرش مثل همیشه با قلم طنزش قشنگ نوشته
مردی میآيد که خورشيد در گلويش میسرايد : احسان (دغدغه های ذهنی من) همراه با چندتا عکس قشنگ از مراسم
مردی میآید که خورشید ...: درویش (ساده مثل درویش) راجع به این سفر انتقادی نوشته
از خاتمی تا طبسی اردوان روزبه (اردوان نوشت) آقای روزبه - هم به عادت گیر دادن های ژورنالیستی راجع به میزبانی طبسی از خاتمی نوشته
خاتمي در مشهد: از حقوق مردم دفاع می کنیم: (خبرگزاری ایسنا) گزارش مراسم رو با یه تعداد عکس از اون گذاشته
پيامبران نيامدند كه چيزی را به زور بر مردم تحميل كنند: (خبرگزاری نوروز) گزارش مراسم
راستی آقای خاتمی امروز ساعت ۱۴ از مشهد رفت خیلی دلم براشون تنگ میشه. خاتمی خیلی خیلی دوست دارم. ![]()
![]()
![]()
بلاخره سفر خاتمی به مشهد انجام شد. تغریبا یک هفته تمام همه کار هام رو برای این سفر تعطیل کرده بودم. هر کاری بگید کردیم از توزیع تراکت و چسبوندن پوستر بگیر تا دعوا با استانداری و فرمانداری برای اینکه بیلبوردمون رو پایین نیارن. اعتراف می کنم که تو این یک هفته حتی فرصت حمام رفتن هم نداشتم و الان مثل یکی از انسان های ناندرتال شدم!![]()
این سفر دوتا تاثیر زود بازده می تونه داشته باشه یکی اینکه دوباره اسم خاتمی رو که با اصلاحات عجین شده رو تو ذهن مردم بیاره و کمکی باشه برای ما مشهدی ها (خیلی وقته که خودم رو مشهدی میدونم!) که می خوایم تو انتخابات مجلس هشتم فعالیت کنیم (و تقریبا لیستمون مشخص شده) دوم هم دلگرمی ایه که به خود اصلاح طلبها میده. من یکی که به شخصه دیدن خاتمی خیلی بهم انرژی داد.
به نظر من یکی از مهمترین اتفاق این سفر پرده نوشته و شعاری بود که دانشجوها نوشته بودن و شعار میدادن: "درود بر سه مرد ایران زمین مصدق شریعتی خاتمی" و شعارشون هم که این بود "درود بر سه مرد ایران زمین مصدق بازرگان خاتمی" هر چند به نظر من پروژه خاتمی موفقتر بوده (البته به نسبت) یکی اینکه خاتمی با یه انتخابات قانونی کنار رفت در حالی که مصدق کار رو به کودتا کشوند و بازرگان هم مجبور به استعفا شد دو اینکه پروژه اصلاحات خاتمی بعد از خروجش از حکومت هم با قدرت در حال ادامه پیدا کردن در حالی که نهضت ملی و هم گروه های نهضت آزادی بعد از خروجشون از قدرت از گروه های فعال خارج شدن در زمینه اقدامات اقتصادی - فرهنگی - سیاسی و اجتماعی ای هم که تو این دوره انجام شد مطالب مفصلی وجود داره که شاید یکی از بهترین آرشیوهاش همون ویژنامه های روزنامه شرق باشه که تو هفته های آخر دولت اصلاحات ریز عملکرد رو بررسی می کرد.
بازتاب سفر در فضای وبلاگی:
مردی می سراید خورشید در گلویش: آرش آزادی (تراوشات ذهنی من) آرش مثل همیشه با قلم طنز قشنگش نوشته
مردی میآيد که خورشيد در گلويش میسرايد : احسان (دغدغه های ذهنی من) همراه با چندتا عکس قشنگ از مراسم
مردی میآید که خورشید ...: درویش (ساده مثل درویش) راجع به این سفر انتقادی نوشته