با بررسی نشریات تندرو جناح راست بعد از انتخابات مجلس هشتم مشاهده میشود که تخریب خاتمی، اصلیترین پروژه مراکز رسانهای اقتدارگرا میباشد. سرمقاله خبرنامه حزب، منتشر شده در 11 اردیبهشت ماه با تحلیل جامعی دلایل اتخاذ این رویکرد را بررسی کرده بود و نقش انتخابات ریاست جمهوری دهم و شیوه جدید اقتدارگریان برای ممانعت از کاندیداتوری آقای خاتمی در آن انتخابات را در اتخاذ این شیوه موثر دانسته بود حال آنکه تا قبل از آن، با جدا کردن آقای خاتمی از اصلاح طلبان تندرو درصدد رسیدن به مقصود خود – عدم کاندیداتوری خاتمی – بودند. بسیج دانشجویی دانشگاهها نیز در اقدامی هماهنگ نسبت به تخریب خاتمی اقدام کردهاند که از آن جمله میتوان به چاپ عکس خاتمی همراه با دخترش (نرگس) و متهم کردن خاتمی به روابط خلاف عرف و شرع با زنان اشاره کرد (نشریه دانشجویی سه قطره خون – بسیج دانشگاه فردوسی) در ادامه همین رویکرد، بسیج دانشجویی دانشکده مهندسی، 31 اردیبهشت، پیام فضلینژاد پرونده نویس روزنامه کیهان که در تبلیغات بسیج به عنوان محقق پژوهشکده موسسه مطبوعاتی کیهان معرفی شده بود را برای بررسی آرا و اندیشههای دکتر سروش و اصلاح طلبان دعوت کرده بود. همان طور که قابل پیش بینی بود، وی همانند ستون ویژه خود در روزنامه کیهان با استناد به اطلاعاتی که تایید صحت و سقم آنها از طرق علمی میسر نبود به افشا سازی اطلاعات زندگی خصوصی و روابط اصلاح طلبان با جاسوسها و پیگیری خط مشیهای براندازانه آنها پرداخت.
در رابطه با این نوع رویکرد رسانهای جناح رقیب صحبتهای فراوانی میتوان داشت، از جمله نسبت این نوع اقدامات با شعارهای دینی و اصولگرایی مورد ادعا آنها و ... اما در این جا میخواهم صرفا به دو نکته اشاره کنم: نکته اول آنکه این نوع رویکرد رسانهای در سایر نقاط دنیا به عنوان رسانههای زرد شناخته میشود این نوع رسانهها با افشاسازی اطلاعات خصوصی و محرمانه شخصیتهای مطرح جامعه از جمله فعالان سیاسی و انتشار مطالب عامه پسند به اغنای مخاطبان خود میپردازند (البته نه دروغ پردازی) و بعضا همانند نشریه سان در روند شکلگیری افکار عمومی نیز موثر هستند. پس اول آنکه این نوع گزارشگران، خبرنگاران زرد هستند نه محقق و پژوهشگر و ثانیا به هیچ وجه شایسته نیست که روزنامه کیهان که بودجه آن از طریق بیت المال تامین میشود و سرپرست آن نماینده ولی فقیه است همانند یک نشریه زرد عمل کند.
نکته دیگر آنکه در کشورهای توسعه یافته نشریات زرد اقدام به افشاسازی اطلاعات خصوصی فعالان سیاسی "همه" جناحهای جامعه میکنند و همه نشریات به یک میزان از مصونیت برخوردار هستند اما در کشور ما به علت محدودیت نشریات دست چپ و مصونیت آهنین نشریات دست راستی - حتی در برابر دروغ پردازی - شرایط نابرابری ایجاد شده است و جامعه از مواهب این نوع نشریات (درکنار مضرات آن) نمیتواند استفاده کند و صرفا مضرات آن برای جامعه وجود دارد. در چنین شرایطی جامعه پاسخی برای شایعات مطرح در رابطه با شخصیتهای فکری سیاسی دست راستی ندارد و همه آنها را به یک میزان، گناه کار یا غیر گناه کار، متهم میداند و از طرف دیگر به علت دروغ پردازیهای گذشته نشریات دست راست، حتی در صورت افشای یک حقیقت از فعالین سیاسی اصلاحطلب نیز، جامعه باور نخواهد کرد. هرچند نشریات زرد اقتدارگرا حداقل این برکت را برای اصلاح طلبان درپی داشتهاند که با توجه به این که حتی آنها هم نتوانستند موردی مربوط به فساد اقتصادی در دولت خاتمی پیدا کنند میتوانیم از این لحاظ به عدم آلودگی همقطارانمان افتخار کنیم، موهبتی که دست راستیها از آن محروم هستند.
