امروز صبح کله سحر رفتم آموزشگاه رانندگی که امتحان آییننامه بدم. بعد از کلی علاف شدن آخر سر با یه اشتباه بیشتر رد شدم.
یه نکته ناراحت کننده این که قبل از اینکه برگه سوال رو پر کنیم باید این جمله رو مینوشتیم و زیرش رو امضا میکردیم "تخلف از قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی خلاف اسلام است". اینکه مقررات راهنمایی و رانندگی چیز خوبیه توش شک نیست ولی اینکه انقدر اسلام رو سطحی ببینیم و به ظور برای چیزی که مسلما به یاد کسی نمیمونه امضا بگیریم اصلا درست نیست. اگه جمله قسمی رو میذاشتن که مثلا به اسلام قسم میخورم که فلان یه چیزی، ولی اینکه از یه "اعتقاد" که ممکنه کسی داشته باشه و کسی نداشته باشه امضا بگیرن کار واقعا نادرستیه. یه اتفاق دیگه تو آموزشگاه هم اینکه ما از ساعت 7 تا 10 منتظر بودیم یه پسر که خیلی شلوغ بود بعد از کلی وقت گذروندن و حوصله سر رفتن داشت با چند تا از دخترها که اونها هم منتظر بودن صحبت میکرد که مسئول آموزشگاه اومد و کلی بهش توپید و خلاصه جلو همه ضایعش کرد. تو خبرها هم بود که مسئولین خواستار حفظ امنیت مراکز تفریحی و برخورد با فساد شدن. من فکر میکنم دو تا موضوع تو جامعه ما همیشه قاطی میشه، حفظ امنیت خانوادهها و دخترها یعنی برخورد با کسایی که مزاحمشون میشن یا تیکه میندازن ولی اینکه دو نفر با رضایت کامل باهم صحبت کنن معنی مزاحمت نمیده و با اینجور برخوردها اتفاقا جامعه تحریک میشه و به تبعش باعث ایجاد نا امنی برای خانوادهها میشه.
پی نوشت: این مصاحبه تاجزاده رو بخونید. تاج زاده یکی از زیرکترین و رندترین آدمای سیاسی کشور. رندیش رو تو این مصاحبه هم میشه دید. تو جوابهای آب نکشیده ای که می ده و توش به راستها روک و بی پروا گفته دارید شبیه شاه میشید. وقتی مصاحبه ها و سخنرانی های تاجزاده رو میخونم به مشارکتی بودن خودم افتخار میکنم (اینجا)
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 23:46  توسط مهدی گیلانی
|
